السيد الطباطبائي
34
مجموعه رسائل ( فارسى )
محدود حمل بشود ، نيز محدود خواهد بود ، و از همين روست كه هيچكس را ياراى آن نيست كه به كمال و غايت حديث ايشان برسد ، زيرا مقام الهى ايشان كه همان مقام ولايت مطلقه است ، امرى نامحدود و بيرون از مرز امكان است و محدود به هيچ حدى نخواهد شد و ان شاء اللَّه العزيز در اين خصوص ، در برخى از فصول پايانى اين كتاب سخنى گستردهتر خواهد آمد . ديگر از اخبارى كه مطلب فوق را تأييد مىكنند ، روايتى است كه در كتاب بصائر رسيده است كه « مرازم » به طور مسند از ابوعبداللَّه عليه السلام نقل مىكند . كه حضرت فرمودند : إنّ أمرنا هو الحقّ ، و حقُّ الحَقّ ، و هو الظّاهر ، و باطنُ الظّاهر ، و باطنُ الْباطن ، و هوالسِّر ، و سِرُّالسّر ، و سرُّالمُسْتَسِرّ ، و سرٌّ مُقَنَّعٌ بالسِرّ . « 1 » و ديگر از رواياتى كه مؤيد مطالب گذشته است ، اينگونه رواياتى است كه از معصومين عليهم السلام رسيده است : قرآن ظاهرى دارد و باطنى و باطن آن هم باطنى دارد تا هفت بطن . و در خبر ديگر آمده است كه : ظاهر قرآن ، حكم است و باطن آن علم . و از مؤيدات مطالب پيشين ، رواياتى است كه در خصوص « جبر و تفويض » وارد شده است مانند روايتى كه در كتاب توحيد به طور مسند از « مرازم » نقل شده است كه مىگويد : به حضرت عرض كردم : جبر و تفويض چيست ؟ خداوند شما را تندرست بدارد ! حضرت دو سه بار دست خود را تكان دادند و سپس فرمودند : « فَقَلَّب يَدَهُ مَرّتَينِ أوْ ثلاثاً ثمّ قالَ عليه السلام : لَوْ أجَبْتُك لَكَفَرْتَ » ؛ « 2 » و در ابياتى كه منسوب به
--> ( 1 ) . همانا امر ما حق است و حقّ حقّ است و ظاهر و آشكار است و ظاهرش پوشيده و پنهان است و باطنش نيز پوشيده و پنهان است و نهان است ، و نهانش پيچيده در نهانى است و نهانىاش پوشيده و نهان است و نهانى نهانىاش پوشيده و پيچيده در نهانى است ( 2 ) . اگر پاسخت را بدهم همانا كافر مىشوى